تبليغاتX
از نو

پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

از نو
خرده تفکراتی که شانس نگاشته شدن یافته اند



گلهای قالی
تو روبرویم نشسته ای.درست روی همان قسمت قالی که یکبار کودکی رنگهای ریخته روی فرش را با کتابی پنهان کرد.انگار نشسته ای آنجا که چیزی را پنهان کنی.دلم خیلی گرفته. سرم را روی پایت می گذارم و دراز می کشم.برایت از همه چیز می گویم.از خودم از خدای خودم.از تعلقاتم. از آرزو ها و خیالاتم.چه گوش شنوایی هستی تو.صبرت زیاد شده.دستت را روی بازوانم گذاشته ای و گاه گاه نوازشم می کنی.گرمای نفس هایت را حس می کنم.درست می نشیند کنار لبم.ازین حس سرمست می شوم.چقدر به من نزدیک شده ای.چقدر صدایت دلنشین شده.برایم زیر لب قرآن می خوانی.گفته بودم دوست دارم برایم قرآن بخوانی؟چشم هایم را بسته ام.هنوز نوک انگشتانت را حس می کنم.انگار داری یک چیز ناشناخته را لمس می کنی.همه وجودم ایستاده است.به احترام.دست روی سینه گذاشته و نوای دلنشین صوت قرآنت را مزه مزه می کند.شیرین است.
چشم می گشایم.کودکی کتاب به دست توی اتاقم دنبال پروانه ای می دود.میان دشت گلهای قالی پنهان شده ام.بهار آینده من نیز گل سرخی خواهم شد...

flower



نویسنده : هدی تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت1391 موضوع : دست نوشته

از دلتنگی...
عشق از سرای این دل من پا نمیشود
مجنون دلش به جز سوی لیلا نمیشود
این زندگی بدون تو سخت است و بی ثمر
بی روی دوست آب گوارا نمیشود
بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی که "یوسف زهرا(س)" نمیشود

وقتی میان نفس و هوس چنگ می شود ٬قلبم به چشم همزدنی سنگ می شود.آقا ببخش سرم گرم زندگیست٬کمتر دلم برای شما تنگ می شود...

آقا جان، بیا. شیعه ات دلتنگ شده...

حضرت ولی عصر(روحی له الفدا)



نویسنده : هدی تاریخ : جمعه 11 فروردین1391 موضوع : روز دستآویز

...
اینجا مطلبی نوشته خواهد شد....

نویسنده : هدی تاریخ : جمعه 26 اسفند1390 موضوع : روز دستآویز

سیب های سرخ
فکه بوی بهشت دارد.بوی سیب های سرخ آبدار روی شاخه ها را.همان ها  که تا دست دراز می کنی به سویشان قد راست می کنند و بی بهره ات می گذارند.
فکه برای روی سیاهان حکایت همین سیب سرخ آبدار را دارد.می روی که بهره بگیری٬مجذوبت می کند و روی از تو می گیرد.فکه عاشقت می کند.عاشق اخلاص با پاهای برهنه.
پاهایت را روی خنکای شن ها می گذاری و شریان هایت قلبت را می برند میان شن های نرم رمل ها.و شقایقی می روید که در سینه داغ عاشقی دارد.عاشقی فکه...عاشقی خدا...
فکه بوی شهادت دارد.بوی همان سیب سرخ بهشتی که ارزان به دست نمی آید.باید برای رسیدن بهش رشد کنی.بشوی خلیفة الله و بعد طعم شیرینش را میان دهانت حس خواهی کرد.طعم شیرین شهادت.به شیرینی خنکای شن های فکه.
فکه بهشت سیب های سرخ است.
بهشت سیب های سرخ شهادت...

سیب سرخ



نویسنده : هدی تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند1390 موضوع : دست نوشته

ماهی سیاه کوچک
سکوت که بر من فائق می آید٬همه چیز بوی تو را میگیرد.آنگاه که سرم را روی سینه ات گذاشته بودم و برایم داستان ماهی کوچک سیاهی را می گفتی که توی تنگ دل یک مرد سی ساله زندگی می کرد.آرام چشم هایم را بسته بودم و صدای گوشنوازت لالایی خوابم شده بود.همه چیز خوب پیش می رفت٬ماهی کوچک سیاه به شوق دریا آنقدر تقلا کرد که آخر سر دیوار بلورین تنگ را شکست و فرار کرد.میان راه از شنا کردن خسته شد٬آنقدر که دلش خواست توی همان تنگ گرم و شفاف خودش بماند٬همین که برگشت تنگش سنگ سیاه سردی شده بود که راه نفوذی به درونش وجود نداشت.پشت دیوار تنگ نشست و آنقدر گریه کرد که دریایی پدید امد.اما او دیگر شوق تمنای دریا را نداشت...



نویسنده : هدی تاریخ : شنبه 22 بهمن1390 موضوع : دست نوشته


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به از نو مي باشد.